تبليغاتX
خدمات وبلاگ نويسان جوان

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس


ققنوس

ما که همسایه اشکیم ولی با دل تنگ×××گر لبی خنده کند یاد شما می افتیم

دور دستي از من
پشت يك كپه گل ميخك و ياس
پشت ديوار هراس
و كنارم هر شب
زير مهتاب سپاس
زير گستردگي آبي افلاك عطش
روي ابري به شكوه گذر از خط مماس
دور اما نزديك
بين برخورد و تماس
كوچه فرياد زن نام تو در پرده ي ذهن
و افق منتظر شعله ي عشق
آسمان آبي و در كنج افق غوغاييست
و صدا واژه ي ناپيدايي است
و تو در حال سكوت
روزها در گذرند
گرمي خاطره ها در هوس تشديدند
قلبم از دوري تو ناآرام
و گل ياد توام در نظرند
با تو سرگرم توام
بي تو خالي تر از آن دست كه خواهان تو است
و در اين بين خدا ميداند
كه كجا منتظريست
كه تو را ميخواند
و مرا ميخواهد

پ ن:این شعرو یه دوست برام فرستاده امیدوارم خوشتون بیاد من که لذت بردم
نوشته شده در سه شنبه 1388/09/24ساعت 10:34 توسط الهام| |


خستم از بدی روزگار

از نامردی نامردا

از سادگی

از تنهایی

از همه چی خسته شدم از همه چی زده شدم....

یه مدت نمیام نت

 فعلا" خدافظ

نوشته شده در جمعه 1388/09/20ساعت 17:54 توسط الهام| |


بازم امشب دلم گرفته دلم واسه قصه بونه گرفته

کس خبر نداره از دل تنگم یکی بگه برای من قصه ی دل تنگم

ایندفعه یکی بود یکی نبود یار همیشگی قصه نبود

اینبار یه دل بود ویه دل نبود یکی عاشق بود و یکی نبود

یکی می گفت بی توآسمونم بی ستارست اگه تنهام بذاری مرگ تنها چارست

اما اون یکی می گفت جدایی بهتره اگه عاشق نشیم آسون تره

بهش می گفت به تو دل نمی بندم آخه دل بستن گناه واسم

 

پسر دیگه از اون همه دل سنگی دلش شکسته بود و زد زیر همه ی دوست داشتنش و رفت. برای همیشه رفت.

اما دختر منتظر توی اتاقش,چشمش دوخته به گوشیش تا پسر زنگ بزنه, تا بگه چقدر دوستش داره, تا بگه حاضره برای همیشه می خواد باهاش بمونه.

یه هفته گذشت...

ولی خبری از پسر نشد.

دختر هم دیگه رویی برای تماس با پسر نداشت.

دو ماه گذشت...

پسر هنوز زنگ نزده ودختر هم هنوز نتونسته خودش رو با شرایط وفق بده و هنوز گوشه گیر و غمگین توی اتاق نشسته.

نوشته شده در سه شنبه 1388/09/17ساعت 19:33 توسط الهام| |


سلام بر دوستای خوبم

حالتون چطوره؟

راستی دانشجو های عزیز روزتون مبارک

می خوام یه چیزی براتون تعریف کنم:امروز صبح از اتوبوس دانشگاه جا موندم از جلوم رد شد ولی برای نگه داشتنش دیر شده بود با عجله یه تاکسی گرفتم تا به اتوبوس برسم  چهارراه بعد پشت چراغ قرمز گیرش انداختم ولی چه فایده راننده ی محترم تاکسی به جای ۲۰۰ تومن کرایه ۱۲۰۰ تومن ازم کرایه گرفت آقای محترم راننده ۲۰۰۰ تومن منو با ۱۰۰۰ تومنی اشتباه گرفته بود(اقا یعنی چی؟حواستونو جمع کنید دانشجوی مملکتو چرا... چی بگم؟؟؟؟؟)

اتفاق دوم:تاحالا شده تو یه روز چند بار ضایع شین؟؟بله من شدم.یه بار صبح یه بارم بعد از ظهر

حالا بشنوید قضیه ی بعداز ظهرو:من امروز ساعت ۲.۳۰ قرار داشتم. ۲.۴۵ سر قرار بودم تا  ۴.۱۵ موندم ولی نیومد.چرا؟چون امروز به  دلایل راهپیمایی دانشجویان گرامی خط های ایرانسل قطع بودو اس ام اس ایشون به دستم نرسید تا بفهمم قرار کنسل شده.

و اتفاق سوم که من کلی باهاش حال کردم:تو تیر برق رفتن کله ی یه پسر فضول بود که داشت به من نگاه می کرد(این از عاقبت فضولی پسرها و البته خوشگلی من)

نوشته شده در دوشنبه 1388/09/16ساعت 19:55 توسط الهام| |


 

 

سلام

 بچه ها یه لطفی کنید

برین پایین صفحه قسمت OTHERS

 ودر قسمت انتخاب وبلاگ برتر به من رای بدید

البته برای وبلاگ تازه تاسیس من زوده

ولی این کار برام جالبه

از اینجا همه ی کسایی که به من رای می دن

رومی بوسم

(این بوس واسه دخترا بودا  پسرا جو گیر نشن)

 

 

نوشته شده در جمعه 1388/09/13ساعت 20:57 توسط الهام| |


رستم و افراسياب


 کنون رزم virus و رستم شنو             دگرها شنيدستي اين هم شنو


که اسفديارش يک disk  داد                بگفتا به رستم که اي نيکزاد


در اين disk باشد يکي file ناب           که بگرفتم از site افراسياب


چنين گفت رستم به افراسياب              که من گشنمه نون سنگگ بيار


جوابش چنين داد خندان طرف             که من نون سنگگ ندارم به کف


تهمتن روان شد سوي خانه اش              شتابان به ديدار رايانه اش


چو آمد به نزد mini tower اش            بزد ضربه بر دکمه ي power اش


دگر صبرو آرام و طاقت نداشت             مر آن disk را در driver گذاشت


نکرد هيچ صبر و نداشت هيچ لفت          يکي list از root ديسکت گرفت


کز آن يک demo شد پيش از آن عيان     ابا فيلم و موزيک و شرح و بيان


به ناگه چنان سيستمش کرد hung            که رستم در آن ماند مبهوت و منگ


چو رستم دگر باره reset نمود                همي کرد hung و همان شد که بود


چو تهمينه فرياد رستم شنود                    بيامد که ليسانس رايانه بود


بدو گفت رستم همه مشکلش                    وز آن disk و برنامه خشگلش


چو رستم بدو داد قيچي و ريش                يکي ديسک  bootable آورد به پيش


يکي toolkit اندر آن  disk بود               بر آورد آنرا و اجرا نمود


همي گشت hard toolkit اندرش              چو کودک که گردد پي مادرش


به نا گه يکي رمز virus يافت                 پي حفظ امضاي ايشان شتافت


چو virus را نيک بشناختش                    مر از byte آن گشت هشتاد bit


به خاک اندر افکند virus را                    تهمتن به رايانه زد بوس را


چنين گفت تهمينه به شوهرش                  که اينباره بگذشت از پل خرش


دگر باره تو حماقت مکن                         ز رايانه اصلاً تو صحبت مکن

 

پ.ن:بچه ها برید ادامه ی مطلب چندتا عکس گذاشتم ببینید


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1388/09/11ساعت 21:18 توسط الهام| |


 

بچه ها از همتون بابت جواب معما ممنون.

بعضی هاتون (البته دخترها بیشتر)به معما جواب دادن (چه درست چه غلط بالاخره جواب دادن)

ولی این پسرا

همشون یه چیز پروندن(من جمله محمد)

حالا جواب معما:جراح مادر پسرک بود

یعنی نه پدر نا تنیش بود و نه......

 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/05ساعت 18:2 توسط الهام| |


این معما توسط ریاضیدان دوگلاس  هوفشتاتر طرح شده است.

پدری همراه پسرش با خودروی خود در حال رفتن به مسابقه ی فوتبال هستند.آنان می خواهند از عرض خطوط راه آهن عبور کنند.اما بین خطوط خودرو از کار می افتد.پد با شنیدن صدای قطاری که در حال نزدیگ شدن است  نا امیدانه می کوشد تا خودرو را روشن کند اما موفق نمی شود و قطار با خودرو برخورد می کند.پدر در جا کشته می شود اما پسر زنده می ماند و او را برای جراحی مغز به بیمارستان می رسانند.جراح با ورود به اتاق عمل می گوید:(من نمی توانم این پسر بچه را جراحی کنم.او پسر من است.)

پ.ن:حالا بگویید چگونه ممکن است؟

نوشته شده در یکشنبه 1388/09/01ساعت 9:46 توسط الهام| |


وقتی سنگ قلب ادماعشقی بینشون نیست

واسه دل پر غصه من دلی مهربون نیست

عشق واقعی تو قصهاست تو خیال و خوابه

دوستت  دارم گفتنشون همگی سرابه

عشقم عزیزم جونم

 نور چشمایه گریونم

بی تو نفسم تمومه

 بی تو گم و بی نشونم

بی تو نمی خوام بمونم

من میدونم عشقمو فردام بودی كتج دلم دینمو دنیام بودی

كاش كه میشد اشكهامو پنهون بكنم از این دلم غصمو بیرون بكنم

با این دل بی قرار سخته برام انتظار به یاد خاطرامون بیا وتنهام نزار

بیا كه نا امیدم   اخر خط رسیدم به خاطر عشق تو ازاین دنیا بریدم


 
امشب گریه میكنم .گریه میكنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی كه
 
 خواستن گریه كنن نتونستن. برا ی تمام اون چیزی كه خواستی
 
ونبودم خواستم وبودی. امشب گریه میكنم به وسعت دریا به وسعت
 
بیشه به وسعت دل عاشق.برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام
 
 تحقیرهایی كه از دیگران شنیدم وهنوز شكست نخوردم

نوشته شده در شنبه 1388/08/23ساعت 21:16 توسط الهام| |


 

 دلم گرفته 

خیلی وقته از ته دلم نخندیدم

نمیدونم چه مرگم شده

خیلی وقته که با کسی دردو دل نکردم

دیشب یه دل سیر گریه کردم

به روزای گذشته فکرمی کردم

به روزایی که با هم داشتیم

دلم براش می سوزه بی هیچ دلیلی ازش دور شدم

البته واسه خودم دلیل داشتم اما واسه اون نه

داشتم به جای اون فکر میکردم

اینجا بود که اشکم بیشتر شد

 به طوری که چشمام تحمل اون همه اشکو نداشت

نمیدونم.....

خلاصه از دیروز تو ترکم

عادت چیز خیلی بدیه

خیلی

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه 1388/08/23ساعت 19:43 توسط الهام| |


خدمات وبلاگ نويسان جوان