ققنوس
ما که همسایه اشکیم ولی با دل تنگ×××گر لبی خنده کند یاد شما می افتیم
از نامردی نامردا از سادگی از تنهایی از همه چی خسته شدم از همه چی زده شدم.... یه مدت نمیام نت فعلا" خدافظ بازم امشب دلم گرفته دلم واسه قصه بونه گرفته کس خبر نداره از دل تنگم یکی بگه برای من قصه ی دل تنگم ایندفعه یکی بود یکی نبود یار همیشگی قصه نبود اینبار یه دل بود ویه دل نبود یکی عاشق بود و یکی نبود یکی می گفت بی توآسمونم بی ستارست اگه تنهام بذاری مرگ تنها چارست اما اون یکی می گفت جدایی بهتره اگه عاشق نشیم آسون تره بهش می گفت به تو دل نمی بندم آخه دل بستن گناه واسم پسر دیگه از اون همه دل سنگی دلش شکسته بود و زد زیر همه ی دوست داشتنش و رفت. برای همیشه رفت. اما دختر منتظر توی اتاقش,چشمش دوخته به گوشیش تا پسر زنگ بزنه, تا بگه چقدر دوستش داره, تا بگه حاضره برای همیشه می خواد باهاش بمونه. یه هفته گذشت... ولی خبری از پسر نشد. دختر هم دیگه رویی برای تماس با پسر نداشت. دو ماه گذشت... پسر هنوز زنگ نزده ودختر هم هنوز نتونسته خودش رو با شرایط وفق بده و هنوز گوشه گیر و غمگین توی اتاق نشسته. حالتون چطوره؟ راستی دانشجو های عزیز روزتون مبارک می خوام یه چیزی براتون تعریف کنم:امروز صبح از اتوبوس دانشگاه جا موندم اتفاق دوم:تاحالا شده تو یه روز چند بار ضایع شین؟؟ حالا بشنوید قضیه ی بعداز ظهرو:من امروز ساعت ۲.۳۰ قرار داشتم. ۲.۴۵ سر قرار بودم تا ۴.۱۵ موندم ولی نیومد.چرا؟چون امروز به دلایل راهپیمایی دانشجویان گرامی خط های ایرانسل قطع بودو اس ام اس ایشون به دستم نرسید تا بفهمم قرار کنسل شده. و اتفاق سوم که من کلی باهاش حال کردم:تو تیر برق رفتن کله ی یه پسر فضول بود که داشت به من نگاه می کرد(این از عاقبت فضولی پسرها و البته خوشگلی من) سلام بچه ها یه لطفی کنید برین پایین صفحه قسمت OTHERS ودر قسمت انتخاب وبلاگ برتر به من رای بدید البته برای وبلاگ تازه تاسیس من زوده ولی این کار برام جالبه از اینجا همه ی کسایی که به من رای می دن رومی بوسم (این بوس واسه دخترا بودا پسرا جو گیر نشن رستم و افراسياب کنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو که اسفديارش يک disk داد بگفتا به رستم که اي نيکزاد در اين disk باشد يکي file ناب که بگرفتم از site افراسياب چنين گفت رستم به افراسياب که من گشنمه نون سنگگ بيار جوابش چنين داد خندان طرف که من نون سنگگ ندارم به کف تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به ديدار رايانه اش چو آمد به نزد mini tower اش بزد ضربه بر دکمه ي power اش دگر صبرو آرام و طاقت نداشت مر آن disk را در driver گذاشت نکرد هيچ صبر و نداشت هيچ لفت يکي list از root ديسکت گرفت کز آن يک demo شد پيش از آن عيان ابا فيلم و موزيک و شرح و بيان به ناگه چنان سيستمش کرد hung که رستم در آن ماند مبهوت و منگ چو رستم دگر باره reset نمود همي کرد hung و همان شد که بود چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد که ليسانس رايانه بود بدو گفت رستم همه مشکلش وز آن disk و برنامه خشگلش چو رستم بدو داد قيچي و ريش يکي ديسک bootable آورد به پيش يکي toolkit اندر آن disk بود بر آورد آنرا و اجرا نمود همي گشت hard toolkit اندرش چو کودک که گردد پي مادرش به نا گه يکي رمز virus يافت پي حفظ امضاي ايشان شتافت چو virus را نيک بشناختش مر از byte آن گشت هشتاد bit به خاک اندر افکند virus را تهمتن به رايانه زد بوس را چنين گفت تهمينه به شوهرش که اينباره بگذشت از پل خرش دگر باره تو حماقت مکن ز رايانه اصلاً تو صحبت مکن پ.ن:بچه ها برید ادامه ی مطلب چندتا عکس گذاشتم ببینید بچه ها از همتون بابت جواب معما ممنون. بعضی هاتون (البته دخترها بیشتر)به معما جواب دادن (چه درست چه غلط بالاخره جواب دادن) ولی این پسرا همشون یه چیز پروندن(من جمله محمد) حالا جواب معما:جراح مادر پسرک بود یعنی نه پدر نا تنیش بود و نه...... پدری همراه پسرش با خودروی خود در حال رفتن به مسابقه ی فوتبال هستند.آنان می خواهند از عرض خطوط راه آهن عبور کنند.اما بین خطوط خودرو از کار می افتد.پد با شنیدن صدای قطاری که در حال نزدیگ شدن است نا امیدانه می کوشد تا خودرو را روشن کند اما موفق نمی شود و قطار با خودرو برخورد می کند.پدر در جا کشته می شود اما پسر زنده می ماند و او را برای جراحی مغز به بیمارستان می رسانند.جراح با ورود به اتاق عمل می گوید:(من نمی توانم این پسر بچه را جراحی کنم.او پسر من است.) پ.ن:حالا بگویید چگونه ممکن است؟ دلم گرفته خیلی وقته از ته دلم نخندیدم نمیدونم چه مرگم شده خیلی وقته که با کسی دردو دل نکردم دیشب یه دل سیر گریه کردم به روزای گذشته فکرمی کردم به روزایی که با هم داشتیم دلم براش می سوزه بی هیچ دلیلی ازش دور شدم البته واسه خودم دلیل داشتم اما واسه اون نه داشتم به جای اون فکر میکردم اینجا بود که اشکم بیشتر شد به طوری که چشمام تحمل اون همه اشکو نداشت نمیدونم..... خلاصه از دیروز تو ترکم عادت چیز خیلی بدیه خیلی
پشت يك كپه گل ميخك و ياس
پشت ديوار هراس
و كنارم هر شب
زير مهتاب سپاس
زير گستردگي آبي افلاك عطش
روي ابري به شكوه گذر از خط مماس
دور اما نزديك
بين برخورد و تماس
كوچه فرياد زن نام تو در پرده ي ذهن
و افق منتظر شعله ي عشق
آسمان آبي و در كنج افق غوغاييست
و صدا واژه ي ناپيدايي است
و تو در حال سكوت
روزها در گذرند
گرمي خاطره ها در هوس تشديدند
قلبم از دوري تو ناآرام
و گل ياد توام در نظرند
با تو سرگرم توام
بي تو خالي تر از آن دست كه خواهان تو است
و در اين بين خدا ميداند
كه كجا منتظريست
كه تو را ميخواند
و مرا ميخواهد
پ ن:این شعرو یه دوست برام فرستاده امیدوارم خوشتون بیاد من که لذت بردم


![]()
از جلوم رد شد ولی برای نگه داشتنش دیر شده بود با عجله یه تاکسی گرفتم تا به اتوبوس برسم چهارراه بعد پشت چراغ قرمز گیرش انداختم
ولی چه فایده راننده ی محترم تاکسی به جای ۲۰۰ تومن کرایه ۱۲۰۰ تومن ازم کرایه گرفت
آقای محترم راننده ۲۰۰۰ تومن منو با ۱۰۰۰ تومنی اشتباه گرفته بود(اقا یعنی چی؟حواستونو جمع کنید دانشجوی مملکتو چرا... چی بگم؟؟؟؟؟)
بله من شدم.یه بار صبح یه بارم بعد از ظهر![]()
![]()

![]()
)
![]()
ادامه مطلب
![]()

![]()

واسه دل پر غصه من دلی مهربون نیست
عشق واقعی تو قصهاست تو خیال و خوابه
دوستت دارم گفتنشون همگی سرابه
عشقم عزیزم جونم
نور چشمایه گریونم
بی تو نفسم تمومه
بی تو گم و بی نشونم
بی تو نمی خوام بمونم
من میدونم عشقمو فردام بودی كتج دلم دینمو دنیام بودی
كاش كه میشد اشكهامو پنهون بكنم از این دلم غصمو بیرون بكنم
با این دل بی قرار سخته برام انتظار به یاد خاطرامون بیا وتنهام نزار
بیا كه نا امیدم اخر خط رسیدم به خاطر عشق تو ازاین دنیا بریدم




